درامی نامتعارف درباره مطرودان که با شروعی لرزان آغاز میشود اما در ادامه سر و سامان میگیرد
«استیلیارد بلوز (Steelyard Blues)» روایت گروهی بیهموهنر در حوالی اوکلند است که در خرابهها و یک باند هوایی متروکه رفتوآمد میکنند. آنها نقشهای بهظاهر دیوانهوار میکشند: تعمیر یک هواپیمای آبی-خاکی PBY Catalina و فرار از مشکلات. دونالد ساترلند نقش برادر سیاهگوشه یک دادستان را بازی میکند (هاوارد هسمن)، جین...
درامی نامتعارف درباره مطرودان که با شروعی لرزان آغاز میشود اما در ادامه سر و سامان میگیرد
«استیلیارد بلوز (Steelyard Blues)» روایت گروهی بیهموهنر در حوالی اوکلند است که در خرابهها و یک باند هوایی متروکه رفتوآمد میکنند. آنها نقشهای بهظاهر دیوانهوار میکشند: تعمیر یک هواپیمای آبی-خاکی PBY Catalina و فرار از مشکلات. دونالد ساترلند نقش برادر سیاهگوشه یک دادستان را بازی میکند (هاوارد هسمن)، جین فوندا نقش زنی را بازی میکند که بهعنوان یک فاحشهٔ گرانقیمت معرفی میشود و پیتر بویل نقش مردی عجیب را دارد که قبلاً در سیرک کار میکرد. جان ساویج هم در جمع حضور دارد.
فیلم در سال 1971 فیلمبرداری شد اما تا 1973 اکران نشد. ساترلند و فوندا پس از موفقیت «کلوت» رابطهٔ عمومی داشتند، اما این فیلم در گیشه ناکام ماند و به فراموشی سپرده شد. از لحاظ لحن، «استیلیارد بلوز» در اصل درام است که حرکات بامزهای هم دارد و تا حدودی میتوان آن را کمدی سیاه خواند؛ تلاش میکند پیگیرِ موج ضدفرهنگ اوایل دههٔ هفتاد باشد، شبیه به آثاری چون «ایزی رایدر».
شروع فیلم سست است و در ابتدا بهنظر میرسد با اثری ناموفق روبهرو هستیم، اما در بخش دوم شخصیتها پرداخته میشوند و فیلم هویت خود را پیدا میکند؛ ناگهان مخاطب درگیر سرنوشت آنها میشود. اجرای بویل اغراقآمیز و سرگرمکننده است و سکانسی که او صحنهٔ براندو را اجرا میکند از برجستهترین لحظات است. سکانس درگیری در سلول میان برادر موفق (هاوارد هسمن) و برادر «بازنده» (ساترلند) نیز خوب درآمده است. از سوی دیگر شخصیت فوندا برای من آزاردهنده بود؛ این نکته را هم باید در بستر واکنشهای زمانه گذاشت؛ فیلم در روزگار اوج اعتراضها به سفر 1972 فوندا به ویتنام شمالی اکران شد که برای او لقب «هانوی جین» بههمراه داشت.
ضبط صدا و موسیقی متن قابلتوجه است و قطعاتی در سبک کانتری-بلوز از گروههایی مرتبط با پل باترفیلد (با نام Better Days در آن دوره)، همراه با حضور نیک گروِنیتِس، مایک بلومفیلد و ماریا مولداور، فضای موسیقایی مناسبی پدید آوردهاند.
از طرف دیگر، جنبههای دیگری از فیلم ضعیفاند: بخش «طرحریزی نقشه» که معمولاً جذابترین بخش آثار سرقت است، در اینجا کمرمق و کمجاذبه درآمده است. ساترلند تا حدی تکرار نقش عجیبوغریبش از «قهرمانان کلی» است؛ اینبار او نقش «فلدینی» را بازی میکند، علاقهمند به مسابقات اتومبیلرانی و تازه از زندان آزاد شده با یک فرصت آخر. گروه تصمیم میگیرند هواپیمای جنگی قدیمی را بازسازی کنند اما به قطعات و پول نیاز دارند و ناچار به سرقت از یک پایگاه هوایی روی میآورند. در مسیر، دشمن دیرینهٔ او برادرش است که اکنون پلیسی با گرایشات سیاسی شده و رابطهٔ او با دوست صبورش «آیریس» (جین فوندا) نیز باعث ایجاد موقعیتهایی میشود که بیشتر داستان را شلوغ میکند تا اینکه به آن عمق ببخشد.
فیلم موسیقی بومی دلنشینی دارد و لحظاتی سرگرمکننده عرضه میکند، اما از نظر فیلمنامه و جهتگیری کلی، اثری نسبتاً کمرمق است؛ ساترلند کاریزمای لازم را دارد ولی فوندا نقشِ چندان قابلتوجهی ارائه نمیدهد و در مجموع حدود نود دقیقه فیلم احساس میشود زمان زیادی بدون هدف مشخص است.
مدت زمان: ۱ ساعت و ۳۳ دقیقه. محل فیلمبرداری: اوکلند، کالیفرنیا و اطراف آن.
نمره: C+
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران