در سال ۱۹۶۰ در آمریکای جنوبی، پولسکی، یک بازمانده سالخورده و بدخلق هولوکاست، به همسایه جدید و مرموز آلمانی خود مشکوک میشود و باور دارد که او در واقع آدولف هیتلر است. چون هیچکس حرفش را باور نمیکند، پولسکی تحقیقات شخصی خودش را آغاز میکند تا مدرکی پیدا کند؛ اما برای رسیدن به حقیقت مجبور میشود به همسایهاش نزدیکتر از چیزی شود که انتظار دارد.
در سال ۱۹۶۰ در آمریکای جنوبی، پولسکی، یک بازمانده سالخورده و بدخلق هولوکاست، به همسایه جدید و مرموز آلمانی خود مشکوک میشود و باور دارد که او در واقع آدولف هیتلر است. چون هیچکس حرفش را باور نمیکند، پولسکی تحقیقات شخصی خودش را آغاز میکند تا مدرکی پیدا کند؛ اما برای رسیدن به حقیقت مجبور میشود به همسایهاش نزدیکتر از چیزی شود که انتظار دارد.
«همسایهام آدولف» فیلمی نسبتاً متوسط است.
من انتظار داشتم اثری هم کمدیتر باشد و هم دراماتیکتر، اما در نهایت نه کمدی واقعی است و نه درام قابلتوجه. ایدهٔ اصلی قابل قبول است و دیوید هایمن و اودو کیر بازیهای خوبی ارائه میدهند، اما متأسفانه نکتهٔ چشمگیری فراتر از اینها وجود ندارد. ریتم فیلم کند است و داستانِ آن گوشت و جان کافی ندارد تا جذاب بماند....
«همسایهام آدولف» فیلمی نسبتاً متوسط است.
من انتظار داشتم اثری هم کمدیتر باشد و هم دراماتیکتر، اما در نهایت نه کمدی واقعی است و نه درام قابلتوجه. ایدهٔ اصلی قابل قبول است و دیوید هایمن و اودو کیر بازیهای خوبی ارائه میدهند، اما متأسفانه نکتهٔ چشمگیری فراتر از اینها وجود ندارد. ریتم فیلم کند است و داستانِ آن گوشت و جان کافی ندارد تا جذاب بماند. از نظر من 6 از 10.
ساخت یک کمدی سیاه دربارهٔ موضوعی بهطور ذاتی بحثبرانگیز ریسک بزرگی است: اگر موفق شود نتیجهٔ بزرگی دارد، ولی در صورت شکست نه فقط از نظر هنری و مالی ناموفق خواهد بود بلکه میتواند اعتبار سازندگان را نیز خدشهدار کند. فیلمِ لئونید پروودوفسکی (محصول 2022 که حالا منتشر شده) روایتگر ماجرای مَرِک پولسکی، بازماندهٔ هولوکاست است که پس از از دست دادن همهٔ خانوادهاش در جنگ جهانی دوم از اروپا به کلمبیا مهاجرت میکند و زندگی منزوی و آرامی دارد تا اینکه در 1960 همسایهای مرموز به نام هرمان هرزوگ در ملک کناری ساکن میشود. مَرِک بهسرعت به این نتیجه میرسد که این مرد ممکن است همان آدولف هیتلر باشد که برخلاف مرگ اعلامشده در 1945، مخفیانه به آمریکای لاتین پناه برده است. پولسکی بر پایهٔ شواهدی اتفاقی حدسهایش را به مقامات اطلاعاتی اسرائیل گزارش میدهد، اما بازپرس اصلی شک دارد و معتقد است این حدسها ناشی از تأثیر بازداشت آدولف آیشمان در آرژانتین است. با این حال پولسکی دست از پیگیری نمیکشد.
فیلم در ساختار روایی از کلیشههای نخنما شدهٔ رقابت همسایهها (شبیه «پیرمردهای بدخلق») و عناصر دوستیاری استفاده میکند، اما سؤال این است: در این پیشفرض چه چیزی خندهدار است؟ پاسخ فیلم نامشخص است؛ لحن ناپایدار، شوخیهای اسلپاستیک، زیرپلاتهای گیجکننده و نوشتار ضعیف به جذابیت اثر ضربه میزنند، ضمن اینکه اطلاعات پسزمینهای کافی دربارهٔ دو نقش اصلی ارائه نمیشود. هایمن و کیر تا جایی که میتوانند تلاش میکنند متن را بهتر نشان دهند، اما به نظر میرسد نبردی از پیش بازنده است. اگرچه فیلم در پردهٔ پایانی لحظاتی غافلگیرکننده و تأثیرگذار دارد، اما این دقایق برای جبران کاستیهای فراوان پیشین دیرهنگاماند.
مسألهٔ بنیادین در «همسایهام آدولف» همان پایهٔ قصه است: ریشهزدن طنز در موضوعی مرتبط با رایش سوم از ابتدا محل تردید است و برای موفق شدن نیاز به نویسندگی و کارگردانی استادانه دارد که در اینجا وجود ندارد. بعضی ایدهها بهتر است هرگز از قفسه پایین نیایند، و این یکی از آنهاست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران