ناگاساکی، ۱۹۶۴: به دنبال مرگ پدر یاکوزایش، کیکوئوی پانزده ساله تحت سرپرستی یک بازیگر مشهور کابوکی قرار میگیرد. او در کنار شونسوکه، تنها پسر این بازیگر، تصمیم میگیرد خود را وقف این هنر سنتی کند.
ناگاساکی، ۱۹۶۴: به دنبال مرگ پدر یاکوزایش، کیکوئوی پانزده ساله تحت سرپرستی یک بازیگر مشهور کابوکی قرار میگیرد. او در کنار شونسوکه، تنها پسر این بازیگر، تصمیم میگیرد خود را وقف این هنر سنتی کند.
این فیلم ژاپنی جادویی و باشکوه چنان بود که واقعاً نمیتوانستم چشم از پرده بردارم. یکی از نکات مورد علاقهام، دقت در استفاده از موسیقی است؛ سازندگان دقیقاً میدانند چه زمانی باید موسیقی را وارد کنند و چه زمانی سکوت باید حکمفرما شود. لحظات سکوت اغلب جو را عمیقتر و تأثیرگذارتر میکنند و دیدن چنین احتیاط و دقتی نادر است.
واقعاً جای تأسف است که فیلم...
این فیلم ژاپنی جادویی و باشکوه چنان بود که واقعاً نمیتوانستم چشم از پرده بردارم. یکی از نکات مورد علاقهام، دقت در استفاده از موسیقی است؛ سازندگان دقیقاً میدانند چه زمانی باید موسیقی را وارد کنند و چه زمانی سکوت باید حکمفرما شود. لحظات سکوت اغلب جو را عمیقتر و تأثیرگذارتر میکنند و دیدن چنین احتیاط و دقتی نادر است.
واقعاً جای تأسف است که فیلم تنها در بخش گریم نامزد اسکار شد؛ بسیاری از وجوه فنی آن لیاقت تقدیر داشتند، بهویژه موسیقی متنِ اوریجینال و فیلمبرداری خیرهکننده. نماهای نزدیک بسیار زیبا هستند. بهنظرم فیلم در بخش بهترین فیلم بینالمللی بهشدت نادیده گرفته شد. در کنار اینها، کشمکش بین دو شخصیت اصلی فوقالعاده جذاب است و رابطهٔ آنها پُرمایه و خوب پرداخته شده است.
وقتی برای اولین بار با «کیکوئو» (سویو مورکاوا) آشنا میشویم، این حس به آدم دست میدهد که پدر یاکوزای او از اینکه پسرش بهعنوان بازیگر کابوکی در یک ضیافت اجرا میکند، چندان راضی نیست. اما این مسئله خیلی زود بیاهمیت میشود؛ چون آن ضیافت توسط باند رقیبی بههم میریزد و جوان، خیلی زود یتیمِ پانزدهسالهای میشود که به سرپرستی «هانجیرو» (کن واتانابه)، که خود شهرت دارد به عنوان بهترین بازیگر ژاپن، درمیآید. پس از تلاش ناموفق برای انتقام از قاتلان پدرش، «کیکوئو» (که بعداً توسط ریٔو یوشیزاوا بازی میشود) و برادر جدیدش «شنسُکه» (ریوسِی یوکوهاما) پس از گذر از خصومت اولیه، همدوست و شاگردان سختگیر این استاد سختگیر میشوند که سعی دارد ظرافتهای فن را به آنها بیاموزد.
بهطور تاریخی، رشد این شکل ویژهٔ نمایش در دورهٔ شوگونات قرن هجدهم توجه را جلب کرد و بهخاطر ترس از تأثیرات «فاسدکننده» آن بر دختران، زنان از شرکت در این اجراها منع شدند؛ بنابراین، مانند انگلستان شکسپیری چند قرن پیش، تنها مردان اجازهٔ اجرا داشتند. خوشبختانه برای این دو جوان، آنها ویژگیای زنانهمانند دارند؛ انعطاف و کشش بدن آموخته و توانایی صحبت و خواندن در آهنگِ فالشِتو که به آنها کمک میکند خیلی زود بهعنوان یک دودُئو موفق شوند. وقتی تراژدیای به خانوادهشان وارد میشود، بر هانجیرو زخمی است که باید جانشین را انتخاب کند. انتخاب او اهمیت زیادی دارد، زیرا این فن از پدر به پسر منتقل میشود؛ اگر وارث نباشی، مورد قبول انجمن قرار نمیگیری و اینجا اولین مشکل جدی برای دو جوان آغاز میشود: یکی وارث است ولی بهترین نیست؛ دیگری بهترین است ولی وارث نیست. وقتی انتخاب انجام میشود، رابطهٔ «کیکوئو» و «شنسُکه» در معرض تغییری بنیادین قرار میگیرد. آیا زمان زخمها را التیام خواهد داد؟
اول از همه، این فیلم اثری بسیار استادانه است؛ استفاده از نور و تلفیق موسیقیهای سنتی و اروپاییِ کلاسیک بهطرزی مؤثر، تعهد تقریباً جسمانی آنها به هنر و دقتشان را نشان میدهد. نمایشهایشان تقریباً همیشه تراژدیاند: پدری عاشق برای اثبات وفاداریاش پسرش را از صخره به پایین میاندازد؛ طراحی صحنه، لباسها و آرایشِ گریم در اینجا نیز بینقص اجرا شدهاند. حتی اگر گوشهای ما در غرب با این نوع موسیقی کمتر آشنا باشند، اجراهای روی صحنه عجیب و جذبکننده و اغلب دلخراش هستند.
دور از صحنه، جاهطلبی زیادی دیده میشود که اغلب باعث میشود زنان و فرزندان در زندگی آنها تبدیل به تلفاتِ فرعی شوند، همزمان با فراز و فرودهای زندگی دو مرد در دهههای 1970، 80 و 90. بازی یوشیزاوا در نقش «کیکوئو» قانعکننده و گیراست؛ جوانی که از خانواده محروم شده، در حاشیهٔ خانوادهای دیگر قرار میگیرد و هرچه بیشتر به بهترین بودن وسواس پیدا میکند، منزویتر میشود. در بخشهای پایانی، رابطهٔ او با یوکوهاما که به همان اندازه تواناست، آنقدر تأثیرگذار است که گویی یکی از تلاشهای روی صحنهشان به دنیای واقعی آنها نفوذ کرده است.
این فیلم نمایشی زیبا و مستندگونه از شکلِ تقریباً سیصد سالهای از هنر تئاتر است که تقریباً سه ساعت طول دارد اما بیدردسر تماشا میشود. شدت، فرصت، ناامیدی و حتی اندکی خرابی جسمی (در دههٔ 1980!) در آن وجود دارد و اگر دنبال اثری با حالوهوای اپرایی هستید، ارزش دیدن دارد. این یک داستان عاشقانه است—اما نه از نوعی که انتظارش را دارید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران